تبليغاتX
روشنتر از خاموشی

 

زنده باد زاپاتا!

 

سه سال پیش در چنین روزی  یعنی درست سوم تیر نامه ای برای آقای احمدی نژاد که هنوز دوروبرش شلوغ نشده بو د نوشتم و امروز که به آن نامه نگاه می کردم مرا از نوشتنمطلب جدید  و به مناسبت سوم تیر که قصد آن را داشتم منصرف کرد... گرچه قصد داغرم در روزهای پایانی ریاست جمهوری ایشان نیز در نامه ای ... بماند تا آ» زمان

شاید می بایست یک نامه برای خودم می نوشتم. حالا که دوره نامه بازی است شاید یک مقدار مرا به خود بیاورد .....

دوست دارم ارزیابی شما دوستان را ازین نامه بدانم.

راستی قصه ما دروغ بود؟

 جناب آقاي دكتر احمدي‌نژاد

سلام عليكم

گرچه مي‌دانم هرچه به جلوتر مي‌رويم، علي‌الظاهر دوران غربت شما در راهي كه در پيش گرفته‌ايد كمرنگ‌تر مي‌شود و نبايد با زياده‌گويي موجبات تصديع اوقات را فراهم كرد، اما براي يك بار و آخرين بار قبل از اين ‌كه رسما بر جايگاه مسووليت خود تكيه زنيد از باب وظيفه! نكاتي هرچند به ظاهر ناخوشايند را با وجودي كه علم و درايت آن بزرگوار بر حقير پوشيده نيست معروض مي‌دارم. البته اين جسارت را در پاكوبيدن‌هاي زمين صبحگاه دوكوهه و ... از شيرمرداني چون شما ياد گرفته‌ام و چه بسا امروز اين خلق و خو را برخي از همان شيرمردان ديروز و قدرتمندان امروز از ما نمي‌پسندند.

برادر بزرگوار!

به صراحت بگويم، گرچه توان خود را براي حصول نتيجه در انتخابات صرف كردم اما در ته دل اميد داشتم كه با همه‌ي ترفندهاي بدخواهان، نتيجه از آن ديگران باشد و ما هم‌چنان در موضع نقد و طلبكاري بمانيم! چون از امتحان به شدت مي‌ترسيدم؛ چرا كه قدرت به تعبير مولا «مزاميرالرجال»_است، ولي بر حسب روايات قشر مثل مايي نيز براي اثبات اين‌كه «فقط او مي‌تواند» بايد امتحان دهد. [بحارالانوار – جلد 52 – ص 246 حديثي از امام صادق (ع)] به شرط اين‌كه اين انتظار مثبت و هدايت شده به سمت «اليس الصبح بقريب» همراه باشد.

برادر گرامي!

از كساني كه با صراحت تمام در اردوگاه ديگران و به طرفداري از آنها در عرصه‌ي انتخابات اعلام موضع كردند نگراني نداشته باشيد؛ چرا كه حداقل صداقت آنها در بيان شفاف مواضعشان بر نفاق برخي مدعيان جبهه‌ي خودي ارجحيت دارد و برخلاف اينها اسلام و انقلاب و اصولش از آن طيف آسيب جدي نديده است كه قابل جبران نباشد.

در آينده‌اي نزديك مشكل شما با كساني خواهد بود كه سال‌هاست ياد گرفته‌اند ديگران را نقد كنند و خود نقد نشوند و خود را پشت سر ولايت و انقلاب و ارزش‌ها مخفي كنند و نقد خود را مخالفت با اسلام و انقلاب و ولايت قلمداد كنند. نمود اين دوستان مدعي كم‌مايه در همه‌ي عرصه‌ها مشهود است.

مديريت‌هاي اجرايي و فرهنگي در عرصه‌هاي رسانه‌اي و هنر منسوب به آنها كه قشري‌نگري و مونولوگ از آن مي‌بارد.

جمود و تحجر و كم‌مايگي از بزرگ‌ترين آفت‌هاي قشر متاسفانه خودي است كه صد متاسفانه اين آسيب عموميت پيدا كرده تا آن‌جا كه عقب‌ماندگي آنها از تحولات زمانه باعث هزينه‌هاي سنگيني به نظام و انقلاب شده است.

آنها كه خود را معيار حق مي‌دانند و بر طبل «هركه با ما نيست بر ماست» مي‌كوبند از دايره‌ي كلام گهربار «اشداء علي الكفار رحماء بينهم» خارج شدند و بدين ترتيب با اتهام و انگ زدن به عناصر دلسوزي كه سال‌ها پيش از ديگران متوجه اين آسيب‌ها مي‌شدند، موجب بريدگي، طرد و انزواي اين افراد را فراهم كرده‌اند.

برادرم!

گفتمان عدالت كه شعار غالب شما در انتخابات بود با هزينه‌ي آبروي بسياري از اين افراد فراگير و در افكار عمومي جايگاه پيدا كرد وگرنه حضرت‌عالي نيز تصديق مي‌نماييد كه صرفا با يك دوره تبليغات اين پذيرش همگاني حاصل نمي‌شد.

جنگ عدالت‌خواهي برخلاف دفاع مقدس هزينه‌هايي به سربازان گمنام خود تحميل كرد كه جز حضرت حق را بهاي اين هزينه‌ها نيست با اين تفاوت كه بر زخم‌هاي دفاع مقدس با تعيين درصد و سهميه ارزش‌گذاري كرده‌ايم ولي بر زخم‌هاي سربازان جهاد عدالت‌خواهي، مرهمي نمي‌گذاريم كه هيچ، حتي با خوشنام نخواندن آنها از اين طيف پرهيز مي‌كنيم.

اين خصلت شايد در فيلم سرگذشت «زاپاتا» به خوبي نشان داده شده، آن‌جا كه خود او كه از شورشيان بر حاكم زمان خود بود و با حاضرجوابي و شجاعت، توجه آن حاكم را جلب كرد و وقتي نامش را پرسيد و او در جواب با لحن خاص مكزيكي گفت «اميليانو زاپاتا» و وقتي خود به قدرت رسيد و فريادهاي مردم در برابر تظلم‌خواهي آنها از برادرش و سر و صدا و شجاعت يكي از معترضين نسل جديد و پرسيدن نامش، او را به ياد روز اول قيام خود انداخت و به خود آمد و برادرش را تأديب كرد.

امروز به جاي پرهيز از آن مجاهدان بايد به دنبال دلجويي از آنها باشيم كه عدالت در اين است و كاري را كه ديگران با ما بعد از اتمام جنگ هشت ساله و با سر كار گذاشتن و طرد و نفي نسل جبهه و خون داده به بهانه‌ي شاداب كردن مردم و پايان تاريخ مصرف خون دادن‌ها انجام دادند به اسم‌هاي مختلف با اينها نكنيم.....

    نوشته : مسعود ده نمکی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میثم جعفری در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 19:31 |


Powered By
BLOGFA.COM